مهسا جووووون

موبایل , نرم افزار , عکس , بازی , فرهنگ , زندگینامه , ..

نظامی گنجوی (زندگینامه و دانلود لیلی و مجنون)

نام وي الياس و لقب يا تخلص وي (چنانكه خود در آغاز ليلي مجنون به آن اشاره كرده )نظامي است .
نام پدرش يوسف نام جدش ""ذكي"" و نام جد اعلايش ""مويد"" بوده و سه همسر و يك فرزند به نام محمد داشته است . زاد بوم نظامي را شهر گنجه و اجدادش اهل تفرش گفته اند . 

نظامي مانند اغلب اساتيد باستان از تمامي علوم عقلي و نقلي بهره مند و در علوم ادبي و عربي كامل عيار و وادي عرفان و سير و سلوك راهنمايي بزرگ و در عقايد و اخلاق ستوده پايند و استوار و سرمشق فرزندان بشر بوده و در فنون حكمت از طبيعي و الهي و رياضي دست داشته و گويند كه اگر وارد مرحله شاعري نبود به تدريس تاليف علوم حكيمانه مي پرداخت و رديف بزرگان حكمت و فلسفه به شمار مي آمد....

در پاكي اخلاق و تقوي   نظير حكيم نظامي را در ميان تمام شعراي عالم نمي توان پيدا كرد . در تمام ديوان وي يك لفظ ركيك و يك سخن زشت پيدا نمي شود و يك بيت هجو از اول تا آخر زندگي بر زبانش جاري نشده است . از استاد بزرگ گنجه شش گنجينه در پنج بحر مثنوي جهان را يادگار است كه مورد تقليد شاعران زيادي قرار گرفته است   ولي هيچكدام از آنان نتوانسته اند آنطور كه بايد و شايد از عهده تقليد برآيند .
اين شش اثر عبارتند از:

مخزن الاسرار   خسرو شيرين     ليلي و مجنون   هفت پيكر   شرفنامه  و  اقبالنامه كه همگي نشان هنر سخنوري و بلاغت گوينده توانا آن منظومه هاست .
وفات نظامي بين سالهاي 599 تا 602 و عمرش شصت و سه سال و شش ماه نوشته اند .


در اینجا هم لینک دانلود کتاب الکتونیکی لیلی و مجنون نظامی رو گذاشتم که می تونید با کلیک روی آن دانلودش کنید .

در پست های بعد دیگر آثار نظامی رو براتون می زارم

دانلود لیلی و مجنون

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 13:38  توسط سورنا  | 

دانلود آثار کامل صادق هدایت

متن کامل داستان‌ها

در اين بخش ميتوانيد متن كامل و صحيح بسياري از داستان‌هاي كوتاه اين نويسنده را بخوانيد. هم اكنون مجموعه‌های «سگ ولگرد» ، «سايه روشن»، «زنده بگور» و «سه قطره خون» در اينجا قابل دريافت است و سعي مي‌شود سایر داستان‌هاي صادق هدايت نیز به زودی ارائه شود. براي خواندن اين داستان‌ها بايد از برنامه Acrobat Reader استفاده كنيد.

مجموعه «سايه روشن»:

س.گ.ل.ل

مجموعه «سگ ولگرد»:

سگ ولگرد

مجموعه «زنده بگور»:

زنده بگور
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 13:36  توسط سورنا  | 

وصيت نامه داريوش بزرگ

وصيت نامه داريوش بزرگ :


اينك كه من از دنيا ميروم، بيست و پنج كشور جزو امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان در آن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي دعاي داريوش كبير در تخت جمشيد احترامند، جانشين من خشايار شاه بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آنها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد.


اكنون كه من از اين دنيا ميروم ، تو دوازده كرور در يك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو ميباشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست، بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين خزانه بيفزايي نه اينكه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آنچه برداشتي به خزانه برگردان.


مادرت آتوسا (‌دختر كورش كبير) بر گردن من حق دارد، پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن.


ده سال است كه مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود ، حشرات در آن به وجود نمي آيد و غله در اين انبارها چندين سال مي‌ ماند بدون اينكه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اين كه همواره آذوغه دو يا سه سال كشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اين كه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خوار و بار استفاده كن و غله جديد را بعد از اين كه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشك سالي شود.



هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافيست، چون اگر دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نامشروع نمايند ، نخواهي توانست آنها را مجازات كني، چون با تو دوست‌اند و تو ناچاري رعايت دوستي نمايي.


كانالي كه من ميخواستم بين رود نيل و درياي سرخ به وجود آورم ( كانال سوئز‌) به اتمام نرسيد تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد، تو بايد آن كانال را به اتمام رساني و عوارض عبور كشتي‌ها از آن كانال نبايد آنقدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتيها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند.


اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اين كه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار كند، ولي فرصت نكردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني، با يك ارتش قدرتمند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند.


توصيه ديگر من به تو اين است كه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوي انها آفت سلطنت‌اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط نكن و براي اين كه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات را وضع كردم كه تماس عمال ديوان را با مردم خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ نمايي عمال حكومت زياد با مردم تماس نخواهند  داشت.


افسران و سربازان ارتش را راضي نگاه دار و با آنها بد رفتاري نكن، اگر با آنها بد رفتاري نمايي آنها نخواهند توانست مقابله به مثل كنند، اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آنها اين طور خواهد بود كه دست روي دست مي‌ گذارند و تسليم مي شوند تا اينكه وسيله شكست خوردن تو را فراهم كنند.


امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اين كه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هرچه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو با اطمينان بيشتري حكومت خواهي كرد.


همواره حامي كيش يزدان پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسي بايد آزاد باشد تا از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند.


بعد از اينكه من زندگي را بدرود گفتم، بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه من خود آماده كردم برمن بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مكن تا هر زماني كه مي تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي من را آنجا ببيني و بفهمي كه من پدرت، پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي كردم . مردم و تو نيز خواهيد مرد، زيرا سرنوشت آدمي اين است كه بميرد، خواه پادشاه بيست و پنج كشور باشد، خواه يك خار كن و هيچ كس در اين جهان باقي نخواهند ماند، اگر تو هر زمان كه فرصت بدست مي آوري و وارد قبر من بشوي و تابوت مرا ببيني ، غرور و خودخواهي برتو غلبه نخواهد كرد، اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي، بگو قبر مرا مسدود كنند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اين كه بتواند تابوت حاوي جسدت را ببيند.


زنهار ، زنهار هرگز هرگز خودت هم مدعي و هم قاضي نشو، اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن يك قاضي بي طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد و راي صادر كند، زيرا كسي كه مدعيست اگر قضاوت كند ظلم خواهد كرد.


هرگز از آباد كردن دست بر ندار، زيرا كه اگر از آباد كردن دست برداري ، كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت، زيرا قائده اينست كه وقتي كشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود، در آباد كردن، خفر قنات،  احداث جاده و شهر سازي را در درجه اول قرار بده.


عفو و دوستي را فراموش مكن و بدان بعد از عدالت برجسته ‌ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولي عفو بايد فقط موقعي باشد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطايي كرده باشد و تو عفو كني، ظلم كرده‌اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي.


بيش از اين چيزي نمي گويم ، اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو اينجا حاضرند كردم تا اين كه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را كرده‌ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد ، زيرا احساس مي كنم مرگم نزديك شده است.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 12:58  توسط سورنا  | 

نگاهی به جشن مهرگان

جشن مهرگان

جشن مهرگان را نبايد در شمار جشن هاي دوازده گانه کم و بيش فراموش شده اي چون " فروردين گان " و " ارديبهشت گان " و ... آورد و نه چون نوروز که در همه ايران همگاني است، يا چون " سده " که در يک شهر برگزار شود، بلکه مهرگان جشني است که تنها نزد دانشمندان و نويسند گان و شاعران همچنان برجاست و از اين رو جزو جشن هاي کهن بحساب مي آيد.

در روز شمار کهن ايران، هر يک از سي روز ماه را نامي است که نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. پيشينيان در هر ماه که نام روز و نام ماه يکي بود، آن را جشن مي گرفتند. از اين جشن هاي دوازده گانه، تا آنجا که سندها و کتاب هاي تاريخي گواه است، در دوره هاي پس از اسلام، تنها جشن مهرگان است که رسمي و شکوهمند برگزار مي گرديد. افزون بر يکي بودن نام - روز مهر از ماه مهر - مناسبت هاي ديگري را نيز براي برگزاري اين جشن بر مي شمردند، که معروفترين  آن قيام کاوه آهنگر و پيروزي بر ضحاک و پادشاهي نشستن فريدون است. دقيقي، فردوسي و اسدي  توسي از آن چنين ياد کرده اند: 

دقيقي مي گويد: 

مهرگان آمد جشن ملک افريدونا            آن کجا گاو به پرورش بر مايونا ( برمايون نام گاوي است که فريدون با شيرش پرورش يافت)

 

و فردوسي در داستان به بند کردن ضحاک آورده است: 

 

فريدون چون شد بر جهان کامکار               ندانست جز خويشتن شهريار

به روز خجسته سر مهر ماه                      به سر بر نهاد آن کياني کلاه

کنون يادگار است از او ماه مهر                  بکوش و برنج، ايچ منهاي چهر

 

و اسدي توسي در انتساب اين جشن به فريدون گويد: 

فريدون فرخ به گرز نبرد                               ز ضحاک تازي بر آورد گرد

چو در برج شاهين شد از خوشه مهر             نشست او به شاهي سر ماه مهر

بر آرايش مهرگان جشن ساخت                    به شاهي سر از چرخ مه برافراخت

ابوريحان بيروني در التفهيم مي نويسد :

مهرگاه، شانزدهم روز است از مهر ماه و نامش مهر، اندرين روز، افريدون ظفر يافت بر بيورسب جادو، انک معروف است به ضحاک، و به کوه دماوند بازداشت. و روزها که سپس مهرگان است همه جشنند، بر کردار آنچ از پس نوروز بود....

و نيز در آثار الباقيه آورده است که :

سلمان فارسي مي گويد، ما در عهد زرتشتي بودن مي گفتيم، خداوند براي زينت بندگان خود ياقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بيرون آورد. و فضل اين دو روز بر روزهاي ديگر مانند فضل ياقوت و زبرجد است بر جواهرهاي ديگر.  و بيورسب هزار سال عمر کرد. اين که ايرانيان به يکديگر دعا ميکنند که : " هزار سال بزي " از آن روز رسم شده است، چون ديدند که ضحاک توانست هزار سال عمر کند واين کار در حد امکان است، هزار سال زندگي را دعا و آرزو کردند. 

مورخان، نويسندگان و شاعران، از برگزاري جشن مهرگان نيز - مانند جشن هاي کهن ديگر - در دستگاه پادشاهان و حاکمان خبر ميدهند. از جمله در برگزاري اين جشن در پيش از اسلام آمده که :  اين عيد مانند ديگر اعياد براي عموم مردم است. از آيين ساسانيان در اين روز اين بود که تاجي را که به صورت آفتاب بود به سر مي گذاشتند و در اين روز براي ايرانيان بازاري بر پا مي شد. و در ملوک خراسان رسم است که در روز مهرگان به سپاهيان و ارتش رخت پائيزي و زمستاني ميدهند. 

از برگزاري جشن مهرگان، در دورهً غزنويان، آگاهي بيشتري در دست است، در شعر فردوس، عنصري، فرخي و منوچهري وصف اين جشن آمده، ابوالفضل بيهقي از برگزاري جشن مهرگان در زمان سلطان محمود غزنوي، در سالهاي 428، 429 و 430 هجري قمري که خود شاهد بوده، خبر مي دهد. وي مي نويسد : روز يکشنبه چهارم ذي الحجه سال 428 به جشن مهرگان نشست و از آفاق مملکت هديه ها که ساخته بودند پيشکش را، در آن وقت بياوردند و اولياء و حشم نيز بسيار چيز آوردند. و شعرا شعر خواندند وصلت يافتند.  پس از شعر به سر نشاط و شراب رفت و روزي خرم بپايان آمد.

در سال 429، ابوالفضل بيهقي، شيوهً برگزاري جشن مهرگان را در روز عرفه بيان مي کند :  ... و روز چهارشنبه نهم ذي الحجه به جشن مهرگان به نشست و هديه هاي بسيار آوردند. و روز عرفه بود. امير روزه داشت و کس را زهر نبود که پنهان و آشکارا نشاط کردي و ديگر روز عيد اضحي کردند.

وي همچنين از مهرگان سال 430 و شرح برگزاري آن سخن مي گويد. مهرماه و فروردين ماه که به ترتيب آغاز اعتدال پاييزي و اعتدال بهاري و در آن روز و شب برابرند، زماني هر دو را، به عنوان آغاز سال جشن مي گرفتند :

 ... و برخي مهرگان را بر نوروز برتري داده اند. چنان که پاييز را بر بهار برتري داده اند. و تکيه گاه ايشان اين است که اسکندر از ارسطو پرسيد که کدام يک از اين دو فصل بهتر است؟ ارسطو گفت : پادشاها! در بهار حشرات و هوام آغاز ميکند که نشو يابند و در پاييز آغاز ذهاب آنهاست، پس پاييز از بهار بهتر است.  

از دوران کهن، همراه با جشن ها و آيين ها، واژگان فارسي نوروز و مهرگان به صورت معرب نيروز و مهرجان وارد زبان و قلمرو فرهنگي کشورهاي مسلمان عرب زبان گرديد. امروز در بسياري از کشورهاي - آسيايي و آفريقايي - واژهً مهرجان به معني و مفهوم جشن و فستيوال به کار مي رود.  

در زمان حاضر

امروز، جشن مهرگان، به شيوه اي که در کتاب هاي تاريخي سده هاي چهارم و پنجم و ششم آمده، نه در دستگاه دولتي و حکومتي برگزار مي شود و نه در گردهمايي هاي غير رسمي، نزد عامهً مردم. دست کم، در دو سده اخير نيز از برگزاري آن آگاهي در دست نيست. جشن و آيين مهرگان، از نظر زماني نيز، با تغيير تقويم، در سال 1304 هجري شمسي، تغيير کرد. بدين معني که 5 روز "پنجه = خمسه" (که پس از 12 ماه سي روزه براي رسيدن به 365 مي آمد) حذف و شش ماه اول سال 31 روز گرديده است. از آن پس، در بسي از تقويم ها، مهرگان، به جاي 16 مهر در دهم مهر آمده، يعني در صد و نود و ششمين روز سال براساس تقويم پيشين. در ماهنامه ها و هفته نامه هاي ادبي و اجتماعي سدهً اخير، مهرگان حضور دارد. بدين معني که مقاله، پژوهش، شعر به مناسبت مهر و مهرگان - به ويژه در نشريه هايي که در ماه مهر منتشر مي شود - کم نيست. 

دکتر بهرام فره وشي از برگزاري مهرگان به عنوان جشني خانوادگي، در بين زرتشتيان يزد و کرمان و نيز " از آيين قرباني کردن گوسفند، در برخي از روستاهاي زردشتي نشين يزد، براي ايزد مهر " خبر مي دهد. تا سي سال پيش، زردشتيان کرمان، در اين روز، به ياد مردگان، مرغي را کشته و شکمش را با حبوبات و آلو انباشته و به عنوان خوراک ويژه، يادمان مردگان مي پختند. 

جشن آغاز سال تحصيلي دانشگاه تهران، که در نيمه اول مهرماه است، در برخي از سال ها در دهم يا شانزدهم مهر ( مهرگان ) برگزار مي شد. 

زمان برگزاري آيين قالي شويان در مشهد اردهال را جلال ال احمد، با مهرگان هم پيوند مي داند.   صدرالدين عيني در يادداشت ها، از جشني در تاجيکستان و سمرقند ياد مي کند که هر سال در ماه ميزان (مهر ماه) برگزار مي شد. جشني که مي تواند، با همهً دگرگوني ها، بازماندهً جشن مهرگان باشد. از زبان او بشنويم، که فارسي تاجيکي است :  ... حکايت اين سير (جشن) به کساني که وي را نديده اند، مانند حکايه هاي " هزار و يک شب " دلکش و عجيب مي نمود. حکايه هايي درباره طرفبازي (آتش بازي)، موشک بازي، خر تازي، تگل جنگ اندازي (به جنگ انداختن قوچ هاي جنگي ) آن جا مي کردند. در ريان (منطقه) غجدوان کم کس يافت مي شد، که هيچ نباشد، سالي يک بار رفته، آن را سير تماشا نکند. دهقان بچگان کم بغل (تنگدست) هم، که پدرشان براي سير خرجي داده نمي توانستند، کوشش مي کردند، که کاري کرده، دو سه تنگه (واحد پول) پول يابند تا که به آن سير رفته، تماشا کرده توانند. کساني نيز پخته (پنبه) و خوره چيني مي کردند، به خربزه کشاني و دهقانان باي (ارباب) به مرد کاري مي در آمدند. و اگر هيچ کار نيابند از کشتزارها دزدي مي کردند. و مانند اين ها.  

ماه مهر و مهرگان، در جامعه کشاورزي، فصل و زمان برداشت، انباشتن فراورده ها، پرداختن خراج و ماليات، اندوختن نيازمنديهاي زمستاني و گرمي بازارهاي موسمي بوده که هنوز - هر چند نه به نام مهرگان - برگزار مي شود.  و نيز با تحول و دگرگوني اي که با گذشت سده ها و هزاره ها در برگزاري جشن ها و آيين ها - مانند همهً پد يده ها و زمينه هاي فرهنگي - روي داده و مي دهد، جشن مهرگان تنها به اين عنوان که نام روز با نام ماه يکي است برگزار نمي شود، بلکه بيشتر داستان و اسطورهً قيام کاوه آهنگر در برابر بيدادگري هاي ضحاک است که يادمان اين جشن نمادين مي باشد.  بي گمان، باور و اعتقاد به ايزد مهر و آيين هاي مهري ( ميترايي ) که پيش از زرتشت، در هند و ايران وجود داشته، به ماه مهر و جشن مهرگان سيماي ديني بيشتري افزوده بود.  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 12:56  توسط سورنا  | 

اتاق آبی - سهراب سپهری

قسمت اول

ته باغ ما ، يك سر طويله بود . روي سر طويله يك اطاق بود ، آبي بود.
اسمش اطاق آبي بود (مي گفتيم اطاق آبي) ، سر طويله از كف زمين پايين تر بود. آنقدر كه از دريچه بالاي آخورها سر و گردن مالها پيدا بود. راهرويي كه به اطاق آبي مي رفت چند پله
مي خورد . اطاق آبي از صميميت حقيقت خاك دور نبود ، ما در اين اطاق زندگي مي كرديم. يك روز مادرم وارد اطاق آبي مي شود. مار چنبر زده اي در طاقچه مي بيند ، مي ترسد ، آن هم چقدر . همان روز از اطاق آبي كوچ مي كنيم ، به اطاقي مي رويم در شمال خانه، اطاق پنجدري سفيد ، تا پايان در اين اتاق مي مانيم، و اطاق آبي تا پايان خالي مي افتد.
در رساله Sang Hyang Kamahayanikanكه شرح ماهايانيسم جاوا است . به جاي mordaها در جهات اصلي نگاه كن . "فقدان ترس" در شمال است. مادر حق داشت كه به شمال خانه كوچ كند . و باز مي بيني "ترحم" در جنوب است. هيچ كس اطاق آبي را نكشت .
در بوديسم جاي Lokapalaها را در جهات اصلي ديدم. رنگ آبي در جنوب بود. اطاق آبي هم در جنوب خانه ما بود . يك جا در هندوبيسم و يك جا در بوديسم. رنگ سپيد را در شمال ديدم، اطاق پنجدري شمال خانه هم سپيد بود . چه شباهتهاي دلپذيري ، خانه ما نمونه كوچك كيهان بود ، نقشه اي cosmogoniqueداشت. در سيستم كيهاني dogonهاي آفريقا ، جاي حيوانات اهلي روي پلكان جنوبي است ، طويله ما هم در جنوب بود.
مار در خانه ما زياد بود ، گنجي در كار نبود ، من هميشه برخورد با مار را از پيش حس كرده ام. از پيش بيدار شده ام. وجودم از ترس روشن شده است. مي دانم كه هيچ وقت از نيش مار نخواهم مرد.
در ميگون ، يادم هست ، روي كوه بوديم ، در كمر كش كوه
مي رفتيم. يك وقت به وجودم هشداري داده شد ، رفتم به بر و بچه ها بگويم در سر پيچ به ماري مي رسيم ، آن كه جلو مي رفت فرياد زد : مار. و يك بار ديگر ، در آفتاب صبح ، كنار درياچه تار روي سنگي نشسته بودم . نگاهم بالاي زرينه كوه بود ، از زمين غافل بودم ، به تماشا مكثي داده شد . پيش پايم را نگاه كردم : ماري مي خزيد و مي رفت. كاري نكردم ، مرد Tamoul نبودم كه دستها را به هم بپيونديم. يك mantra از آتار و اودا بخوانم. و يا بگويم : Nalla Pambou .
در همان خانه كاشان ، كه بچگي ام آنجا تمام شد ، خيلي مار ديده ام. يك روز نزديك اطاق آبي بودم، گنجشكي غوغا كرده بود ، سرچينه بلند خانه كه از گلوله هاي هواخواهان نايب حسين روزن روزن بود ، ماري مي خزيد، به لانه گنجشك سر زده بود ، بچه گنجشك را بلعيده بود ، خواستم تلافي كنم ، تير كمان دستم بود ، نشانه گيري ام حرف نداشت . اما هر چه زدم نخورد. و مار در شكاف ديوار تمام شد ، در يك اسطوره ، مال Earaja ها ، ماري به شكارچي تيرهايي هديه مي كند كه هرگز به خطا نمي رود ، دقت در نشانه گيري مديون مار است . bina كه شكارچيان كارائيب و آرداك و وارو با خود دارند ريشه در خاكستر مار دارد. نبايد به روي مار نشانه رفت .
آن همه مار ديدم ، هرگز نكشتم ، نتوانستم ، زبگفريد اژدها كشته بود ، نزديك ننده ، زير درختهاي توت ، يك مار جعفري ديدم ، ايستادم ، نگاه كردم تا لاي علف ها فراموش شد ، اما چيزي كه نديده بودم ، يك روز نزديك سر طويله ، ديدم : دو مار به هم پيچيده ، نقش سنگهاي Nagakkal ، استعاره اي از معنويت آميزش بارور ، Mercure خواست دو مار رزمنده را سوا كند ، چوبدست طلايي خود را ميانشان انداخت ، بي درنگ هر دو آرام و هماهنگ دور چوبدست پيچيدند ، انگار هر مس ، در سرزمين قصه ساز آركادي ، با چوبدست خود دو مار را از هم سوا كرد ، جرات كشتن در ترس من گم بود ، من بچه بودم ، هركول ده ماهه بود كه با هر دست يك مار خفه كرد ، من هركول نبودم ، خواستم با تركه اي كه دستم بود جفت را بكوبم ، ترسيدم : اگر ضربه من نگيرد ، آن وقت چه مي شود ، انگار صداي آكريپا بلند بود ، Cornelius Agrippa گفته بود : " مار با يك ضربه ني مي ميرد ، اگر ضربه دوم را بزني جان مي گيرد . دليلش چيزي نيست مگر تناسبي كه اعداد ميان خود دارند " شايد با يك ضربه نمرد ، فضيلت تعداد تا كجا بود ، من امروزي از دانش سري اعداد چه دور افتاده ام ، مصريها و مردم كلده آن را بسط دادند ، چينيها شناخت عميقي از آن داشتند .
دويدم تا اطاق سر حوضخانه در آن طرف باغ ، عموي كوچك را صدا كردم ، تفنگ دولول سر پر خود را برداشت و با من تا سر طويله دويد ، مارها را ديديم ، عمويم نشانه رفت ، عمويم معني دو مار به هم پيچيده را بلد نبود ، نه از اساطير خبر داشت ، و نه تاريخ اديان خوانده بود ، در چارديواري خانه ما لفظ Ahimsa يا معادل آن بر زبان نرفته بود ، قوس قزح كودكي من در بيرحمي فضاي خانه ما آب مي شد ، عمويم نمي دانست كه برخورد با دو كبراي به هم آميخته براي هندوي جنوب چه معني بلندي دارد ، تا ببيند خود را كنار مي كشد ، دستها را به هم مي پيوندد، زانو مي زند ، و دعايي مي خواند . هندي آميزش دو حيوان را گرامي مي دارد. به همان شكل كه همزيستي انگل وار پاره اي از گياهان را ازدواج
مي شمارد ،در آتارداودا . اشوتا انگلي سامي مي شود تا تولد يك فرزند نرينه هست شود ، در مهابهاراتا ، pandu دچار لعنت شد و در هماغوشي از پا درآمد . چون غزال به جفت پيوسته اي را كشته بود ، عمويم اينها را نمي دانست .
نمي دانست كه اگر در اسطوره ميسوري عليا مار ريشه دو درخت را نمي جويد . دو درخت ، پدر و مادر مردمان ، نزديكي نمي كردند و آدم درست نمي شد. از رابطه مار و آب و باروري خبر نداشت ، نه به چشم اهل هند نه به ديده بوميان آمريكا و ... نخوانده بود كه در كيمياگري دو مار به هم پيوسته گوگرد و جيوه اند. در راه خلق كيميا،
كه يونانيها به مار نيروي شفابخش نسبت مي دهند ، ليگورها با مقايسه مار و جويبار به rite باروري فكر مي كنند ،ourouboros ، مار سر به دم رسانده ، زندگي بي فساد معني مي دهد ، نو آغازي هميشگي همه چيز ، در قصه غريق افسانه فرعوني مار است كه دريانورد مغروق را نجات مي دهد ، مار بزرگ درخت Hesperides را پاس مي دهد. كبرا درياي Acvzttha است.
عمو گوته را نمي شناخت ، مار سبز را نخوانده بود ، خزنده اي كه سنگ هاي طلايي مي بلعد ، و تابان مي شود . و چهارمين راز را براي پيران فانوس افشا مي كند .وقتي كه زندگي اش را نثار
مي كند ، تنش بدل مي شود به جواهر تابناك ك خود پل
مي شود . و نه اين افسانه sologne را كه در آن همه ماران سرزمين هر سال گرد مي آيند تا الماس بزرگي بسازند كه رنگ هاي قوس قزح را باز مي تابد. از "مار آتشين" هم حرفي نشنيده بود . و نه از كوندالي ني كه آتش مايع است ، و مار است. نيروي كيهاني نهفته است كه يوگا بيدارش مي كند . و جايش دايره كل است . انگار نيمي از هجاي Om. عمو با نام قبالا بيگانه بود هم با معني مار در احاديث قبالا.

 برای مطالعه سایر قسمت ها به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 12:53  توسط سورنا  | 

زندگی نامه سهراب سپهری

سهراب سپهري نقاش و شاعر، 15 مهرماه سال 1307 در كاشان متولد شد.
خود سهراب ميگويد :
... مادرم ميداند كه من روز چهاردهم مهر به دنيا آمده ام. درست سر ساعت 12. مادرم صداي اذان را ميشنديده است... (هنوز در سفرم - صفحه 9)

پدر سهراب، اسدالله سپهري، كارمند اداره پست و تلگراف كاشان، اهل ذوق و هنر.
وقتي سهراب خردسال بود، پدر به بيماري فلج مبتلا شد.
... كوچك بودم كه پدرم بيمار شد و تا پايان زندگي بيمار ماند. پدرم تلگرافچي بود. در طراحي دست داشت. خوش خط بود. تار مينواخت. او مرا به نقاشي عادت داد... (هنوز در سفرم - صفحه 10)
درگذشت پدر در سال 1341

زندگینامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 12:48  توسط سورنا  | 

نژاد های ایرانی

بر اساس آخرين سرشماري ملي در سال 1370 ( 1996 ميلادي ) جمعـيت ايران 69975000 نـفر است و نرخ رشد آن بسيار بالاست. جمعـيت ايران در سال 1335 ( 1956 ميلادي ) 19 ميليون نفر بود. اکنون مقامات دولتي نگرانند که در سال 1394 ( 2015 ميلادي ) به رقم سرسام آور 110 ميليون برسد. در سالهاي اخير با گرايش روستايـيان براي مهاجرت به شهرها، دگرگونـيهاي عمده جمعـيت شناختي در ايران به وجود آمده و پـيامدهاي جنگ ايران با عراق نيز بر وخامت اوضاع افزوده است. در جريان اين جنگ بسياري از مردم مناطق جنگ زده به قسمتهاي امن داخلي مهاجرت کرده اند و در آنجا ماندگار شده اند. در حال حاضر 60 درصد جمعـيت ايران شهرنشين اند که از اين ميزان 15 درصد در تهران زندگي مي کنند. 

ايران از نظر نـژادي به هيچ وجه يکدست و يکپارچه نيـست. موقعـيت ويژه جغـرافيايي کشورمان و قرارگرفتن آن در تـقاطع کشورهاي عرب، ترکيه و آسياي مرکزي و تغـيـير پـيوسته حدود و ثـغـور آن در ساليان دراز امپراطوري ايران باعـث شده است اقوام و نـژادهاي متـنوع و مخـتـلفي در چهار چوب ايران امروزي زندگي کنند. بدليل همين تـنوع جمعـيـتي و قرنها اختلاط نـژادي و مهاجرتهاست که اصولا تـفکيک حد و مرز جغـرافـيايي نـژادهاي ساکن در ايران امروز امري اگر نه محال، بسيار مشکل است.

پارسي ها ( فارس ها )

بـيش از 65% از جمعـيت ايران از نـژاد فارس (پارس) هستـند. فارس ها از اعـقاب نـژاد ايلامي  يا آريايي هستـند که در هزاره دوم پـيش از ميلاد در فلات مياني ساکن شدند و نام پارس ( پرشيا ) را براي ايران برگزيدند. 

قـشقـايي ها

بـيشتر ايل قـشـقايي در  استان فارس ساکن هستـند. بسياري از آنها هنوز بصورت سيار در فصول مخـتـلف سال از يـيلاق به قـشلا ق کوچ مي کنند. قـشقايي ها همچـون بسياري ديگر از اقليتهاي نـژادي، ترک تبار هستـند. اينان قومي دليرند که شکست دادن و تسليم کردنشان کاريست بسيار مشکل.

کردها

کردها در ناحيه گسترده اي در خاور ميانه پراکنده اند، از شرق ترکيه ( که 10 ميليون کرد در آن ساکنند ) گرفـته تا شمال شرقي عـراق و از قسمتهايي در مرز سوريه تا مناطق غرب و شمال غـرب کشور ايران.  هر چند کردها با سابقه ترين و قـديميـترين نـژاد اين گسترده جغـرافيايي هستـند و دست کم از هزاره دوم ميلاد ساکن اين مناطق بوده اند، هيچگاه کشور و ملت واحدي نداشته اند.

لرها

لرها از نـژاد آريايي آميخـته با قوم کاشي يا کاسيت هستـند. در طول تاريخ گروه هايي از اعـراب و ترک ها نيز با لرها اختلاط نـژادي پـيدا کردند ولي در مجموع اصالت نـژادي آنها دست نخودره باقي مانده است. لرها که دو درصد جمعـيت کشورمان را تشکيل مي دهند، عمدتا در استانهاي لرستان و کرمانشاه ساکنند.

اعـراب

حدودا 4 درصد (دو و نيم ميليون نفر) جمعـيت ايران عـرب تبار هستـند که بـيشتر آنها در استان خوزستان و جزاير خليج فارس سکنا گزيده اند. به مردم عـرب ساکن نوار ساحلي جنوب، که مي توان بسياري از ويـژگيهاي فارس ها را در آنها ديد، بندري مي گويـند. لباس بلند سنتي مردان عـرب ثوب يا دشداشه و دستاري که بر سر مي گذارند  " گتره " نام دارد. اکثر عـربهاي ايران هنوز به زبان عـربي تکلم مي کنند. 

ترکمن ها

ترکمن ها که از نـژاد اقـوام ترک هستـند، دو درصد جمعـيت ايران را تـشکيل مي دهند. اين قوم اصولا در منطقه ترکمن صحرا ( جلگه واقع در شرق استان مازندران و شمال استان خراسان و در همسايگي جمهوري ترکمنستان ) زندگي مي کنند.

آذري ها

ترک هاي آذري بزرگترين اقليت نـژادي ايران و تشکيل دهنده 25 درصد کل جمعـيت ايرانند. هر چند عـمده ترکها در استانهاي آذربايجان شرقي، غربي و اردبـيـل زندگي مي کنند. شمار انـبوهي از آنان در ساير استانهاي کشور ساکنند.

بخـتـياري ها

مناطق دورافتاده استان چهار محال و بخـتـياري و خوزستان سکونتگاه اکثر مردم بخـتـياري است. ولي امروزه تعـداد بسيار زيادي از آنان در روستاها و شهرهاي ساکن شده اند.

بلوچي ها

بلوچ ها، که نامشان در لغـت به معـناي آواره است، از معـدود نـژادهاي ايراني اند که عـمدتا شيوه زندگي نيمه باديه نشيـني خود را حفظ کرده اند. شايد الگوي آب و هوايي بسيار خشک مناطق مسکوني آنها باعـث تداوم اين شيوه زندگي شده باشد. بـيابانهاي وسيع و بسيار کم جمعـيت که منـتها اليه جنوب شرقي ايران و نواحي دور افتاده غرب پاکستان را در بر مي گيرد، سکونـتگاه طبـيـعـي بلوچهاست. بلوچها سوارکاران ماهر و چابکي هستـند و مسابقات شتردواني آنها بسيار مشهور است.

ارامنه و يهوديان

ارامنه و يهوديان در نقاط مخـتـلف شهري ايران زندگي مي کنند. شمار زيادي از ارامنه در تهران و اصفهان ساکنند و به داشتن مهارتهاي فني و شم تجاري شهره اند. يهوديان ايران قدمتي 2500 ساله دارند. ولي بعـد از 1357 تعـداد اندکي از آنان در ايران ماندگار شدند که عـمدتا در چهار شهر تهران، همدان، اصفهان و شيراز باقي مانده اند.  

 

7.jpg (37880 bytes)zanjan4.jpg (42916 bytes)

 عشایر               -       یک دختر قشقایی

dance2.GIF (99610 bytes)
رقص بـخـتـياري

danse.GIF (52494 bytes)
رقص قـشـقايي

ghoochani.gif (25339 bytes)
قـشقايي

mazandarani2.gif (26044 bytes)
مازندراني


torkeman2.gif (21702 bytes)
ترکمن

bakhtiari2.gif (27565 bytes)
بـخـتـياري

bakhtland.jpg (8334 bytes)

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 12:44  توسط سورنا  | 

انقلاب مشروطه

انقلاب چگونه آغاز شد؟

کشور خواب آلود ايران از خواب ديرين سر بر آورده بود. اخگري لازم بود تا آتش روشن شود. قند در تهران گران شد و تندي صدراعظم عين الدوله آتش را دامن زد. علاءالدوله حاکم تهران، که مرد بيپروايي بود، به دستور صدراعظم در روز دوشنبه 14 شوال 1323 ه. ق. هفده نفر از بازرگانان و دو نفر از سادات را به جرم گران کردن بهاي قند و شکر به چوب بست. اين کار بهانه به دست مدعيان داد و کشمکش ميان دولت و مردم در گرفت. علاوه بر بازاريان جمعي از روشنفکران و علماي روحاني و اهل منبر، هر يک به جهتي خاص، به گروه مخالفان پيوسته در رأس جنبش قرار گرفتند و در مساجد و منابر و مکتبخانه ها و زيارتگاهها و بازار به تبليغ و اشاعه اصول اداره جديد برخاستند.  اين حادثه مقدمه و پيش درآمد انقلاب بود.

انقلاب بر سر مظالم شاه و درباريان و وابستگي شاه قاجار به دربار روسيه پديد آمد و عنوان برکناري عين الدوله و عزل مسيو نوز بلژيکي و حاکم تهران و تأسيس "عدالتخانه" داشت و به صورت تعطيل عمومي آغاز شد.

 

صدور فرمان مشروطيت

مردم و علما در 16 شوال سال 1323 ه. ق. به زاويه حضرت عبدالعظيم روي آوردند (هجرت صغري) و جنبش به مشهد، کرمان، فارس و جاهاي ديگر سرايت کرد.  شاه وعده عزل عين الدوله و تشکيل عدالتخانه را داد و سروصداها خوابيد. اما نه تنها به قول خود عمل نکرد، بلکه تظاهر کنندگان را در فشار گذاشت و در نتيجه اين عهد شکني بر دامنه جنبش مردم افزوده شد و کار به زد و خورد کشيد.  سال بعد - در 23 جمادي الاول 1324 ه.ق. - بازارها بسته شد و علما به قم مهاجرت کردند (هجرت کبري) و عاقبت سه روز بعد، گروهي از مردم تهران در سفارت انگيس متحصن شدند.

نهضت به تبريز و اصفهان و شيراز هم بسط يافت. عين الدوله استعفا کرد و ميرزا نصرالله خان مشيرالدوله "با رويي نرم و دم گرم" به جاي او آمد. علما به شهر برگشتند و شاه، که از هيجان مردم به وحشت افتاده و احساس خطر کرده بود، خواهي نخواهي در 14 جمادي الاخر سال 1324 ه.ق. به صدور فرمان مشروطيت و تأسيس مجلس شوراي ملي، مرکب از برگزيدگان ملت، تن داد.

حقيقت آنکه مظفرالدين شاه با همه بيکارگي و درماندگي مرد پاکدل و کم آزاري بود و خود از ته دل مشروطه را ميخواست و آرزومند استقرار آن بود، اگر چه نه به کنه آن واقف بود و نه تهور اجراي آن را داشت.  هر چه بود مشروطه را داد و از اين نام خود را در تاريخ به نيکي مخلد ساخت.

مظفرالدين شاه هنگام افتتاح مجلس شوراي ملي

با اعطاي مشروطيت، بست نشيني موقوف گرديد و روحانيان، که ايران را ترک کرده و عازم خاک عثماني شده بودند، با استقبال باشکوهي مراجعت کردند.

مجلس يکم در 18 شعبان 1324 هـ. ق. با حضور شاه در کاخ گلستان گشايش يافت و در آخرين روزهاي زندگي مظفرالدين شاه (14 ذيقعده 1324 ه. ق.) پنجاه و يک اصل قانون اساسي به امضاي شاه رسيد.

مظفرالدين شاه روز 24 ذيقعده 1324 ه.ق. درگذشت و محمدعلي ميرزا در ماه ذيحجهً همان سال به جاي پدر نشست.

 

محمد علي شاه

نسبت به پادشاه جديد سوءظن مردم زياد بود و هر روز آثار نگراني و جوشش نمايان مي گشت. وکلاي آذربايجان، محمد علي شاه را از تبريز مي شناختند و به او اطمينان نداشتند. انقلاب و هيجان و کشمکش ملت و مجلس با دربار و عناصر استبداد در تهران و ولايات ادامه داشت. علما و روحانيون تکيه گاه مردم بودند. انجمنهاي ايالتي و ولايتي در تهران و شهرستانها پي در پي تشکيل مي شد و هر روز تزايد مي يافت؛ و وقتي در نيمه دوم سال 1324 ه.ق. شمار آنها به 140 يا بيشتر رسيد، هر روز روزنامه اي پيدا مي شد ولي غالب آنها مردم را به تندروي و آشوب تشويق مي کردند. مجلس جوان و پر آرزو و بي حوصله بود، و دولت بر خود مغرور و اطرافيان بيکاره و نا آشنا و انواع تحريک از طرفين در کار.  مجلس اول، با اينکه بهترين مجالس قانونگذاري ايران بود و قوانين نسبتا خوبي گذراند، چون در ميان اعضاي آن کساني از روحانيون و بازرگانان وارد شده و بطور کلي نمايندگان اطلاع کافي از سياست و اوضاع دنيا نداشتند و به ارزش و اهميت انقلاب و نتايج آن درست پي نبرده بودند، چنان مي پنداشتند که انقلاب وظيفه خود را به پايان داده است. اين بود که به تدريج در مبارزه سستي کردند و محمد علي شاه با استفاده از اين سستي و اهمال به هوس برانداختن مشروط افتاد.

از اواخر سال 1324 ه.ق. ارتجاع اولين آثار مخالف را نشان داد و شاه آشکارا به گردآوري و تجهيز نيرو پرداخت. اتابک، امين السلطان را، که يک ربع قرن بر ايران حکومت رانده و بعد از مشروطيت معزول شده بود و اکنون در اروپا ميزيست، به ايران خواست و به صدارت نشاند و از امضاي قانون اساسي سر باز زد.

در 21 ذيحجه 1324 ه.ق. مردم تبريز بازار را بستند و در انجمن و تلگرافخانه گرد آمدند و از بي اعتنايي دولت در امر مشروط شکايت کردند. چند روز بعد دستخط صريح صادر شد که شاه مشروطيت را قبول و به مقتضيات آن عمل خواهد کرد و بدين ترتيب آرامشي حاصل گرديد.

با اينهمه شاه و اتابک همچنان با مشروط و آزاديخواهان دشمني مي ورزيدند و مخالفت خود را پنهان نمي داشتند. روز شنبه 21 رجب سال 1325 ه.ق. پاسي از شب گذشته، هنگامي که اتابک به اتفاق بهبهاني از مجلس بيرون مي آمد، جواني بنام عباس آقا از مردم آذربايجان با ششلول سه تير بر او انداخت که هر سه تير کارگر افتاد و جوان تيري نيز به خود زد و در دم جان سپرد.

در 29 شعبان متمم قانون اساسي، که مهمترين قسمت اصول قوانين مشروطيت بود، مشتمل بر 107 اصل تدوين و بر پنجاه و يک اصل قانون اساسي اضافه شد و با اين اصول اساس مشروطيت تحکيم و حقوق ملت و سلطنت و قواي سه گانه مملکتي تفکيک و اصول مربوط به عدليه و ماليه تعيين گرديد.

 

اصالت نهضت مشروط خواهي

کساني برآنند که مشروط ايران يک متاع کاملا انگليسي بود که در بازار ايران رواج يافت. اين اشخاص با استدلال به اينکه در جامعه آن روزي ايران موجبات تاريخي به اندازه کافي براي وقوع چنين حادثه شگرفي وجود نداشت، ميخواهند سهم مردم ايران را در جنبش مشروط خواهي ناچيز و سران انقلاب را آلت بي اراده اي در دست سياستمداران انگيسي جلوه دهند. اين نظر پاک بيجاست و با فداکاريهاي مردم ايران، به خصوص در دوره مشروطيت دوم پس از بمباران مجلس و تصويب مواد بسيار مترقي و مفيد متمم قانون اساسي که در واقع "لقمه بيش از حوصله" بود، درست در نمي آيد.  اين مواد مسلماً به نفع امپرياليسم انگلستان نبود. چنانکه بعدها به دست طبقه حاکمه از اجراي کامل آنها جلوگيري شد و هميشه ملت ايران خواستار استرداد اين حقوقق ضايع شده بود.

در دسته بنديهاي مذهبي و بست نشيني و تظاهر در مساجد و منابر و مطالبات پيشروان آزادي نشانهايي از کوششهاي ديپلماسي انگليس براي استفاده از نهضت مشروطيت ايران به چشم مي خورد، اما به هر حال نميتوان اراده انگلستان را عامل انقلاب مشروطه ايران دانست.

در آن روزگار مطامع امپرياليستها طوفاني در جهان بر پا کرده بود: روسه تزاري در صدد راه يافتن به خليج فارس، معبر هند، بود و انگلستان مي خواست مانع راه يافتن روسها به جنوب شود. دربار قاجاريه بيشتر تحت تاثير و نفوذ روسيه بود.  روسها مي خواستند وضع موجود را نگه دارند و انگليسها ميل داشتند با تغيير وضع از قدرت آنها در ايران بکاهند و تا مي توانند بر نفوذ خود بيفزايند. روسيه استبدادي طبعا نمي توانست با زمزمه آزادي در ايران موافق باشد و دربار استبدادي شرقي قاجاريه را براي اجراي مقاصد خود مناسبتر مي ديد و از طرف ديگر ديپلماسي انگليس جنبش آزاديخواهي را دامن مي زد. در نتيجه تزاريسم در جناح حمايت از طبقه حاکمه و امپرياليسم انگلستان به ظاهر در جناح حمايت از ناخشنودان قرار مي گرفت. بدين قرار دولت انگليس براي از بين بردن نفوذ روسيه در ايران، که با عهد نامه ترکمن چاي آغاز و روز بروز گسترش مي يافت، با قشري از آزاديخواهان ايران يک نوع اتحاد پنهاني برقرار کرد.

ليکن در اساس مشروطيت ايران محصول بيداري افکار و رشد بورژوازي ايران بود و به دست رادمردان و دليران از جان گذشته اي تحصيل شد. اکثر مبارزان مشروط، مردمان شرافتمند و با عقيده و پاکدامني بودند که مي خواستند از وضع مساعد تاريخ براي نجات ملت خود استفاده کنند.  کلمات وطن، آزادي، برادري و برابري ورد زبان انقلابيون بود.

چندي نگذشت که سازش انگلستان با روسيه پرده از روي کريه ديپلماسي انگليس برگرفت و ملت ايران تا اندازه اي به حقيقت دلسوزيهاي اين استعمارگر کهنه کار پي برد.

 

کودتاي شاه

در دوم شوال سال 1325 شاه به مجلس رفت و سوگند وفاداري ياد کرد. در 9 ذيقعده گروهي از اشرار و الواط و اشخاص وابسته به دربار در اطراف مجلس با مشروط خواهان به زد و خورد پرداختند و چون نتيجه اي حاصل نشد، شاه ناچار قرآن مهر کرد و به مجلس فرستاد.

در اواخر محرم سال 1326 ه.ق. به کالسکه شاه بمب انداختند و وضع به کلي عوض شد و شاه مصمم به ادامه مبارزه شد.

روز چهارم جمادي الاولي سال 1326 ه.ق. شاه با غوغا و جنجال به باغ شاه رفت و شهر را به حالت نظامي درآورد و پس از بسيج نيرو به کار پرداخت. بامداد روز سه شنبه 23 جمادي الاولي سال 1326 ه.ق. قزاقها به فرماندهي سرهنگ لياخف مجلس و مسجد سپهسالار را محاصره و گلوله باران کردند؛ و فرداي آن روز چند تن از آزاديخواهان را در باغشاه کشتند و عده اي را زنداني يا تبعيد کردند و جمعي از آنان نيز به سفارت انگليس پناه بردند و سفارت براي اينکه حيثيت خود را در انظار مردم پاک از دست ندهد، پناهندگان را به خود راه داد.

تاريخنويسان دوره اي را که از روز گلوله باران مجلس تا روز پيروزي ملت و خلع محمد عليشاه، سيزده ماه و چند روز، طول کشيد، "استبداد صغير" ناميده اند. در اين مدت اگر چه مشروطيت تعطيل و خودکامگي بر کشور غالب بود، اما کشمکش در ميان شاه و مشروطه خواهان همچنان ادامه داشت.

 

قيام آزاديخواهان

تبريز بلافاصله پس از گلوله باران مجلس کانون انقلاب شد و آزاديخواهان آذربايجان به رهبري ستارخان سردار ملي، پرچم انقلاب را برافراشتند.

شورش به سراسر کشور سرايت کرد. اما جنبش آزاديخواهي در آذربايجان به علت نزديکي به روسيه و بخصوص قفقاز، نسبت به ساير نقاط ايران نيرومندتر و عميقتر بود.

انقلابيون روس برادرانه و با وسعت قلب به انقلاب ايران کمک مي کردند. کميته حزب نيرومند سوسيال دمکرات قفقاز اصولا از هر گونه تمايلات استقلال طلبانه در مناطق نفوذ خارجي تزاريسم پشتيباني مي کرد. يک دسته داوطلب از انقلابيون قفقاز به سر پرستي "س. اورجو نيکيدزه" گرجي به ياري آزاديخواهان ايران فرستاده شده اينها بودند که ساختن بمب و به کار بردن آن را به ايرانيان آموختند.

از ايرانيان قفقاز کساني به تبريز آمدند و به نام مجاهدان قفقازي شناخته شدند و آمدن آنان، که مردان ورزيده و آزموده اي بودند، به دليري آزاديخواهان افزود و به پيروي آنان علي مسيو و همدستان او دسته مجاهدان را در تبريز پديد آوردند.

شاه براي سرکوبي تبريزيان پياپي نيرو مي فرستاد، اما سپاهيان برگزيده تهران در برابر قهرمانان آزادي عاجز و درمانده شده بودند. سرانجام شه به تزار نيکلاي دوم، که خود را "پاسبان اروپا" مي دانست، پناه برد و به اشغال رسمي آذربايجان تن داد.

محاصره شهر و مدافعه دليرانه تبريزيان آغاز شد. شورشيان، با وجود قحطي و گرسنگي، قريب ده ماه مبارزه کردند و در نتيجه ايستادگي تبريز، مليون ايران، که مأيوس و نااميد شده بودند، جرئت يافته به گردآوري نيرو پرداختند.

در ذيحجه سال 1326 ه.ق. عده اي در اصفهان بست نشستند و چند روز بعد دسته اي از بختياريها به اصفهان وارد شده به بست نشينان پيوستند و به تدريج اردوي عظيم بختياري و پس از آن صمصام السلطنه ايلخان به اصفهان وارد و استقبال شدند. برادر او عليقلي خان سردار اسعد نيز، که در پاريس بود مراجعت کرد.

روز دهم محرم سال 1327 ه.ق. انقلابيون گيلان به مقر حکومتي حمله ور شده، حاکم شهر را کشتند و شهر را به تصرف درآوردند. گ

اوضاع تهران مشوش شد و مشروطه خواهان به کوشش برخاستند. جمعي از محترمين در سفارت عثماني متحصن شدند و جمعي از علما در زاويه شاه عبدالعظيم بست نشستند و مشروطه خواهان ايراني در خارج از کشور دست به کار زدند.

 

ورود نيرهاي بيگانه به کشور

در چنين وضعي بود که امپرياليستهاي روس و انگليس دست به مداخلات مسلحانه زدند و سپاه به ايران آوردند. انگليسيها عده اي در جنوب پياده کرده، انجمن بوشهر را منحل و اعضاي آن را دستگير کردند. سپس بندرعباس و لنگه و بنادر ديگر خليج فارس را نيز تصرف کردند و ژنرال کنسول انگليس در بوشهر قدرت را در دست گرفت. در آذربايجان، در پي بسته شدن راه تبريز - جلفا، و محاصره کامل شهر از طرف قواي شاه، گرسنگي و قحطي هولناکي بر مردم روي آورد و کار بر آزاديخواهان سخت شد. در اوايل ربيع الثاني سال 1327 ه.ق. دولتين روس و انگيس موافقت کردند که قشون روس به بهانه شکستن خط محاصره و حمايت از اتباع بيگانه، و رساندن خواربار به آنان وارد تبريز شود. انجمن تبريز ناچار حاضر شد که از تمام خواسته هاي مردم دست کشيده "دست توسل به دامان نامهربان بزند"، ولي کار از کار گذشته بود و سپاه روس از مرز گذشته بود.

با ورود سپاهيان روس محاصره تبريز شکست و نيروهاي شاه دسته هاي ارتجاعي از شهر دور شدند. اما خاتمه کار تبريز به معني پيروزي ارتجاع نبود و کوشش آزاديخواهان ايران همچنان ادامه داشت.

 

فتح تهران

در پيشروي به سوي پايتخت، نخستين قدم را اردوي شمال به فرماندهي سپهدار اعظم برداشت که انقلابيون قفقاز هم در صفوف آن بودند. اردوي شمال و جنوب در بيست و چهار کيلومتري تهران به هم ملحق شدند. در اين موقع نيروي روي، از انزلي وارد شده بود، به قزوين رسيده بود و اردوي انقلابي را از پست سر تهديد مي کرد.

در 27 جمادي الاخر سال 1327 ه.ق. اردوهاي مليون و مجاهدين گيلان و بختياري وارد تهران شدند و شاه همان روز به سفارت روس پناهنده گرديد.  اما برقرار کردن تخت شاهي براي محمد علي ميرزا ديگر از قدرت امپراطور هم خارج بود. شاه به حکم مجلس عالي از سلطنت خلع شد و پسر خردسالش احمد ميرزا که بيش از 13 سال نداشت، به جاي وي به سلطنت ايران و عليرضاخان عضدالملک رئيس ايل قاجار به نيابت سلطنت او برگزيده شد.

مشروطه دوم

مشروطه و قانون بار ديگر در کشور ايران استقرار يافت، اما پيش از آنکه به ثمر برسد کساني به نام "رجال" رشته امور را از دست آزاديخواهان در ربودند و قانون و آزادي را در مشيمه خود خفه کردند و وقتي فدائيان و جانبازان واقعي آزادي به مطلب پي بردند که بسيار دير شده بود.

مجلس دوم در 2 ذيقعده سال 1327 ه.ق. يک سال پس از بسته شدن مجلس اول، با حضور شاه جوان گشايش يافت. در هنگام گشايش مجلس نگراني از توقف سپاهيان روس در کشور و اينکه وعده صريح داده اند که هر چه زودتر به اين تشويش و نگراني پايان دهند، در بيانات رسمي دولت انعکاس يافت، ولي اين نيروها همچنان باقي ماندند و هر روز فساد تازه اي بر پا کردند. مجلس که اکثر اعضاي آن اشراف و خوانين بودند، در تمام دوره تشکيل خود کاري انجام نداد. سپهدار، که يکي از اشراف گيلان بود از انقلاب طرف بربسته بود، نه تنها براي بهبود وضع کشور قدمي برنداشت، بلکه با سياست مرتجعانه خود باعث نفرت و انزجار مردم شد. او با يک دست انقلاب را خفه کرد و با دست ديگر اوضاع را براي نفوذ بيشتر بيگانگان در کشور مساعد ساخت.

خلاصه انقلاب مشروطيت ايران، اگر چه ضربت سنگين خود را بر پيکر استبداد وارد کرد و مجلس و قانون را در کشور برقرار ساخت، ولي از فئوداليزم و امپرياليزم شکست خورد.

دولت مستوفي الممالک، که پس از سپهدار به روي کار آمده بود، در شعبان 1328 ه.ق. به دستياري قواي بختياري و يفرم (يپرم) ارمني، يکي از افراد حزب داشناک که رياست پليس را داشت، آخرين دسته فدائيان را خلع سلاح کرد و از "هوارد تافت"، رئيس جمهور آمريکا، خواست که کسي را براي مرمت خرابيهاي ماليه به ايران گسيل دارد.  "مرگان شوستر"، که مرد کارداني بود، در جمادي الاول سال 1329 ه.ق. با هيئت مستشاران مالي آمريکايي وارد ايران شد و با تحصيل اختيارات فوق العاده به کار پرداخت.

تحريکات همچنان ادامه داشت. روسها شاه مخلوع را دوباره به ايران برگرداندند تا مجلس را از کار و کوشش بازداشته و سازمان شوستر را براندازند. شاه مخلوع در ماه رجب ناگهان در گمش تپه (پهلوي دژ کنوني ) پاي به خشکي نهاد و با دسته اي از ترکمانان به تهران حمله کرد. اما چون ملت و مجلس و سران آزادي همآواز بودند، اين همه تشبثات نقش بر آب شد و در پائيز سال 1329 ه.ق. نيروي محمد علي ميرزا درهم شکست و او باز به روسيه گريخت.

در خلال زد و خورد مليون با اردوي محمد علي ميرزا و در هنگامي که به نظر مي رسيد کار او يکسره شده و چاره اي جز فرار ندارد، روس و انگليس يکباره پرده از مقاصد نهاني خود برداشته و انگلستان آزاديخواه، واحدهاي هندي را براي تصرف نقاط مهم جنوبي ايران در بندر بوشهر پياده کرد و حتي حکم تصرف اصفهان (در منطقه روسي) و شيراز و بوشهر (در منطقه بيطرف) را به اين واحدها داد. روسيه نيز سپاهيان ديگري به ايران آورد و به بهانه عجيب حمايت از املاک شعاع السلطنه نيروي خود را از رشت تا قزوين پيش آورد.

 

اولتيماتوم روس

روسيه تزاري با مشورت انگلستان روز چهارشنبه 7 ذيحجه سال 1329 ه.ق. اولتيماتوم سختي به دولت ايران تسليم کرد و به موجب آن از دولت ايران خواست که شوستر و همراهان هر چه زودتر ايران را ترک کنند؛ و دولت متعهد شود که در آينده براي استخدام مستشاران خارجي رضايت قبلي دولتين روس و انگليس را جلب کند و نيز مخارج لشکر کشي روس را به ايران عهده دار گردد.  توسل ايران به انگلستان سودي نداشت و دولت مذکور، ضمن نامه اي به وثوق الدوله وزير خارجه ايران، توصيه کرد فوراً تقاضاي روسها را بپذيرد.  اما مجلس ايران اولتيماتوم را به اکثريت قريب به اتفاق رد کرد و مردم در تبريز و گيلان به ايستادگي خود افزودند.  روسها نيروي جديدي به ايران آوردند و در تبريز و رشت و مشهد و شهرهاي ديگر کشت و کشتار به راه انداختند.  عاقبت در غره ماه محرم سال 1330 ه.ق. دولت ايران اولتيماتوم را پذيرفت و روز دوم محرم ناصرالملک در مجلس را بست و سازمانهاي ملي را با اعلان حکومت نظامي ممنوع کرد و به دست او و حسن وثوق الدوله ريشه آزادي کنده و هرگونه فرياد اعتراض نسبت به بيگانگان در امور کشور و سياست ارتجاعي دولت در گلوي مردم شکسته شد. روز دهم محرم سال 1330 ه.ق. روسها جمعي از بزرگان و پيشروان و در آن ميان ثقةالاسلام، مجتهد معروف، را در تبريز به دار کشيدند.  کشتار تبريز ماهها ادامه يافت. روسها صمدخان شجاع الدوله، قصاب و جاني معروف مراغه اي، را به حکمراني آذربايجان گماردند و به دست او از هيچ گونه شقاوت و وحشيگري درباره مردم آذربايجان فروگذار نکردند.

بدين قرار آن جوش و خروش هفتساله خاموش گشت و انديشه ها پست و کوتاه شد. مردان نيکوکار و غمخوار به کنار رفتند و گروهي از سررشته داران خودخواه و کهنه کار، که هر چه گفتند و کردند به سود بيگانگان و زيان ايران بود، قدرت و اختيار در دست گرفتند و حتي پس از پيس آمدن جنگ جهانگير اول و رفع فشار اجانب باز در جلد آزاديخواهي و ميهندوستي بر سر کار ماندند و اعمال حقير و ننگين خود را ادامه دادند.

بعد از برانداختن مجلس و اخراج شوستر دخالت بيگانگان در امور داخلي ايران به حد اعلي رسيد. روسها امتياز راه آهن تبريز - جلفا و انگليسها امتياز راه آهن محمره - خرم آباد را گرفتند و دولت ايران را وادار کردند که سياست خود را با پيمان 1907، که هيچيک از دولتها آن را به رسميت نشناخته بودند، هماهنگ سازد. روسها در قزوين و تبريز از مردم ماليات مي گرفتند و مانع حرکت نمايندگان آذربايجان به تهران مي شدند و انگليسها در ازاء وام مختصري که به ايران پرداخته بودند، گمرک بوشهر را تصرف کرده بودند. ناصرالملک، نايب السلطنه، که به "ديپلمات مکار" معروف بود، بار سنگين سلطنت را بر دوش ناتوان شاه جوان گذارده، رهسپار اروپا شده بود.

سلطان احمد شاه آخرين پادشاه دودمان قاجار در 27 شعبان سال 1332 ه.ق. تاجگذاري کرد. چند ماه از تاجگذاري وي نگذشته بود که جنگ بزرگ اروپا، که از مدتها پيش زمينه آن فراهم مي گرديد، درگير شد.  اين جنگ که آن همه بدبختي و سيه روزگاري براي دنيا و ايران داشت، به مردم ايران که از مظالم همسايگان به تنگ آمده بودند، نويد نجات داد و شکست روسيه در جنگ و انقلاب اکتبر 1917، کشور ما را که در نتيجه قرارداد 1907 تجزيه شده بود، از چنگ استعمار رهايي بخشيد.

 

بر گرفته شده از کتاب "از صبا تا نيما، تاريخ 150 سال ادب فارسي، جلد دوم" تأليف يحيي آرين پور

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 12:43  توسط سورنا  | 

خلیخ همیشه جاودان فارس (پارس)

فردوسی بزرگ:
ببين اين شگفتی که دهقان چه گفت         بدانگه که بگشاد راز از نهفت
به شهر کجاران به دريای پارس           چه گويد ز بالا و پهنای پارس

اثبات تاریخی خلیج فارس   برای دیدن عکس هایی از نقشه های تاریخی کشورهای مختلف با نام خلیج فارس به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 12:39  توسط سورنا  | 

تاریخچه پرچم ایران

realflagfinal2.jpg (27278 bytes)

پرچم ايران قبل از سال 1357

 

iriflag.jpg (6502 bytes)
پرچم ايران بعد از سال 1357

پيشينه

نخستين اشاره در تاريخ اساطير ايران به وجود پرچم، به قيام کاوه آهنگر عليه ظلم و ستم آژي دهاک(ضحاک) بر ميگردد. در آن هنگام کاوه براي آن که مردم را عليه ضحاک بشوراند، پيش بند چرمي خود را بر سر چوبي کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانرواي خونخوار را در هم کوبيد و فريدون را بر تخت شاهي نشانيد.

فريدون نيز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پيش بند کاوه را با ديباهاي زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهي خواند و بدين سان " درفش کاويان " پديد آمد. نخستين رنگهاي پرچم ايران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه اي ويژه بر روي آن وجود داشته باشد. درفش کاويان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاريخ تا پيش از حمله اعراب به ايران، بويژه در زمان ساسانيان و هخامنشيان پرچم ملي و نظامي ايران را درفش کاويان مي گفتند، هر چند اين درفش کاوياني اساطيري نبوده است.

محمدبن جرير طبري در کتاب تاريخ خود به نام الامم و الملوک مينويسد: درفش کاويان از پوست پلنگ درست شده، به درازاي دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بين نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است 60 سانتي متر به حساب آوريم، تقريباٌ پنج متر عرض و هفت متر طول ميشود. ابولحسن مسعودي در مروج اهب نيز به همين موضوع اشاره ميکند.

به روايت اکثر کتب تاريخي، درفش کاويان زمان ساسانيان از پوست شير يا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوري بر روي آن باشد. هر پادشاهي که به قدرت مي رسيد تعدادي جواهر بر آن مي افزود. به هنگام حملهٌ اعراب به ايران، در جنگي که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاويان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور " بهارستان " نزد عمربن خطاب خليفه مسلمانان، بردند وي از بسياري گوهرها، دُرها و جواهراتي که به درفش آويخته شده بود دچار شگفتي شد و به نوشته فضل الله حسيني قزويني در کتاب المعجم مينويسد: " امير المومنين سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانيدند ".

با فتح ايران به دست اعراب - مسلمان، ايرانيان تا دويست سال هيچ درفش يا پرچمي نداشتند و تنها دو تن از قهرمانان ملي ايران زمين، يعني ابومسلم خراساني و بابک خرم دين داراي پرچم بودند. ابومسلم پرچمي يکسره سياه رنگ داشت و بابک سرخ رنگ به همين روي بود که طرفداران اين دو را سياه جامگان و سرخ جامگان مي خواندند. از آنجائي که علماي اسلام تصويرپردازي و نگارگري را حرام ميدانستند تا سالهاي مديد هيچ نقش و نگاري از جانداران بر روي درفش ها تصوير نمي شد.


نخستين تصوير بر روي پرچم ايران

در سال 355 خورشيدي ( 976 ميلادي ) که غزنويان، با شکست دادن سامانيان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوي براي نخستين بار دستور داد نقش يک ماه را بر روي پرچم خود که رنگ زمينه آن يکسره سياه بود زردوزي کنند. سپس در سال 410 خورشيدي ( 1031 ميلادي ) سلطان مسعود غزنوي به انگيزه دلبستگي به شکار شير دستور داد نقش و نگار يک شير جايگزين ماه شود و از آن پس هيچگاه تصوير شير از روي پرچم ملي ايران برداشته نشد تا انقلاب ايران در سال (1979 ميلادي).

افزوده شدن نقش خورشيد بر پشت شير

در زمان خوارزمشاهيان يا سلجوقيان سکه هائي زده شد که بر روي آن نقش خورشيد بر پشت آمده بود، رسمي که به سرعت در مورد پرچمها نيز رعايت گرديد. در مورد علت استفاده از خورشيد دو ديدگاه وجود دارد، يکي اينکه چون شير گذشته از نماد دلاوري و قدرت، نشانه ماه مرداد ( اسد ) هم بوده و خورشيد در ماه مرداد در اوج بلندي و گرماي خود است، به اين ترتيب همبستگي ميان خانه شير ( برج اسد ) با ميانهٌ تابستان نشان داده مي شود. نظريه ديگر بر تاًثير آئين مهرپرستي و ميترائيسم در ايران دلالت دارد و حکايت از آن دارد که به دليل تقدس خورشيد در اين آئين، ايرانيان کهن ترجيح دادند خورشيد بر روي سکه ها و پرچم بر پشت شير قرار گيرد.

پرچم در دوران صفويان

در ميان شاهان سلسله صفويان که حدود 230 سال بر ايران حاکم بودند تنها شاه اسماعيل اول و شاه طهماسب اول بر روي پرچم خود نقش شير و خورشيد نداشتند. پرچم شاه اسماعيل يکسره سبز رنگ بود و بر بالاي آن تصوير ماه قرار داشت. شاه طهماسب نيز چون خود زادهً ماه فروردين ( برج حمل ) بود دستور داد به جاي شير و خورشيد تصوير گوسفند ( نماد برج حمل ) را هم بر روي پرچمها و هم بر سکه ها ترسيم کنند. پرچم ايران در بقيهً دوران حاکميت صفويان سبز رنگ بود و شير و خورشيد را بر روي آن زردوزي مي کردند. البته موقعيت و طرز قرارگرفتن شير در همهً اين پرچمها يکسان نبوده، شير گه نشسته بوده، گاه نيمرخ و گاه رو به سوي بيننده. در بعضي موارد هم خورشيد از شير جدا بوده و گاه چسبيده به آن. به استناد سياحت نامهً ژان شاردن جهانگرد فرانسوي استفاده او بيرق هاي نوک تيز و باريک که بر روي آن آيه اي از قرآن و تصوير شمشير دوسر علي يا شير خورشيد بوده، در دوران صفويان رسم بوده است. به نظر مي آيد که پرچم ايران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش.

پرچم در عهد نادرشاه افشار

نادر که مردي خود ساخته بود توانست با کوششي عظيم ايران را از حکومت ملوک الطوايفي رها ساخته، بار ديگر يکپارچه و متحد کند. سپاه او از سوي جنوب تا دهلي، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد و از شرق تا مرز چين پيش روي کرد. در همين دوره بود که تغييراتي در خور در پرچم ملي و نظامي ايران بوجود آمد. درفش شاهي يا بيرق سلطنتي در دوران نادرشاه از ابريشم سرخ و زرد ساخته مي شد و بر روي آن تصوير شير و خورشيد هم وجود داشت اما درفش ملي ايرانيان در اين زمان سه رنگ سبز و سفيد و سرخ با شيري در حالت نيمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشيدي نيمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دايره خورشيد نوشته بود: " المک الله " سپاهيان نادر در تصويري که از جنگ وي با محمد گورکاني، پادشاه هند، کشيده شده، بيرقي سه گوش با رنگ سفيد در دست دارند که در گوشهً بالائي آن نواري سبز رنگ و در قسمت پائيتي آن نواري سرخ دوخته شده است. شيري با دم برافراشته به صورت نيمرخ در حال راه رفتن است و درون دايره خورشيد آن بازهم " المک الله " آمده است. بر اين اساس ميتوان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ فعلي ايران است. زيرا در اين زمان بود که براي نخستين بار اين سه رنگ بر روي پرچم هاي نظامي و ملي آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند.

دورهً قاجارها، پرچم چهار گوشه

در دوران آغامحمدخان قاجار، سر سلسلهً قاجاريان، چند تغيير اساسي در شکل و رنگ پرچم داده شد، يکي اين که شکل آن براي نخستين بار از سه گوشه به چهارگوشه تغيير يافت و دوم اين که آغامحمدخان به دليل دشمني که با نادر داشت سه رنگ سبز و سفيد و سرخ پرچم نادري را برداشت و تنها رنگ سرخ را روي پرچم گذارد. دايره سفيد رنگ بزرگي در ميان اين پرچم بود که در آن تصوير شير و خورشيد به رسم معمول وجود داشت با اين تفاوت بارز که براي نخستين بار شمشيري در دست شير قرار داده شده بود. در عهد فتحعلي شاه قاجار، ايران داراي پرچمي دوگانه شد. يکي پرچمي يکسره سرخ با شيري نشسته و خورشيد بر پشت که پرتوهاي آن سراسر آن را پوشانده بود. نکته شگفتي آور اين که شير پرچم زمان صلح شمشير بدست داشت در حالي که در پرچم عهد جنگ چنين نبود. در زمان فتحعلي شاه بود که استفاده از پرچم سفيد رنگ براي مقاصد ديپلماتيک و سياسي مرسوم شد. در تصويري که يک نقاش روس از ورود سفير ايران " ابوالحسن خان شيرازي " به دربار تزار روس کشيده، پرچمي سفيد رنگ منقوش به شير و خورشيد و شمشير، پيشاپيش سفير در حرکت است. سالها بعد، اميرکبير از اين ويژگي پرچم هاي سه گانهً دورهً فتحعلي شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزي را ريخت. براي نخستين بار در زمان محمدشاه قاجار ( جانشين فتحعلي شاه ) تاجي بر بالاي خورشيد قرار داده شد. در اين دوره هم دو درفش يا پرچم به کار مي رفته است که بر روي يکي شمشير دو سر حضرت علي و بر ديگري شير و خورشيد قرار داشت که پرچم اول درفش شاهي و دومي درفش ملي و نظامي بود.

اميرکبير و پرچم ايران

ميرزا تقي خان اميرکبير، بزرگمرد تاريخ ايران، دلبستگي ويژه اي به نادرشاه داشت و به همين سبب بود که پيوسته به ناصرالدين شاه توصيه مي کرد شرح زندگي نادر را بخواند. اميرکبير همان رنگ هاي پرچم نادر را پذيرفت، اما دستور داد شکل پرچم مستطيل باشد ( بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه ) و سراسر زمينهً پرچم سفيد، با يک نوار سبز به عرض تقريبي 10 سانتي متر در گوشه بالائي و نواري سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پائين پرچم دوخته شود و نشان شير و خورشيد و شمشير در ميانه پرچم قرار گيرد، بدون آنکه تاجي بر بالاي خورشيد گذاشته شود. بدين ترتيب پرچم ايران تقريباٌ به شکل و فرم پرچم امروزي ايران درآمد.

انقلاب مشروطيت و پرچم ايران

با پيروزي جنبش مشروطه خواهي در ايران و گردن نهادن مظفرالدين شاه به تشکيل مجلس، نمايندگان مردم در مجلس هاي اول و دوم به کار تدوين قانون اساسي و متمم آن مي پردازند. در اصل پنجم متمم قانون اساسي آمده بود: " الوان رسمي بيرق ايران، سبز و سفيد و سرخ و علامت شير و خورشيد است"، کاملا مشخص است که نمايندگان در تصويب اين اصل شتابزده بوده اند. زيرا اشاره اي به ترتيب قرار گرفتن رنگها، افقي يا عمودي بودن آنها، و اين که شير و خورشيد بر کدام يک از رنگها قرار گيرد به ميان نيامده بود. همچنين دربارهً وجود يا عدم وجود شمشير يا جهت روي شير ذکري نشده بود. به نظر مي رسد بخشي از عجلهً نمايندگان به دليل وجود شماري روحاني در مجلس بوده که استفاده از تصوير را حرام مي دانستند. نمايندگان نوانديش در توجيه رنگهاي به کار رفته در پرچم به استدلالات ديني متوسل شدند، بدين ترتيب که مي گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پيامبر اسلام و رنگ اين دين است، بنابراين پيشنهاد مي شود رنگ سبز در بالاي پرچم ملي ايران قرار گيرد. در مورد رنگ سفيد نيز به اين حقيقت تاريخي استناد شد که رنگ سفيد رنگ مورد علاقهً زرتشتيان است، اقليت ديني که هزاران سال در ايران به صلح و صفا زندگي کرده اند و اين که سفيد نماد صلح، آشتي و پاکدامني است و لازم است در زير رنگ سبز قرار گيرد. در مورد رنگ سرخ نيز با اشاره به ارزش خون شهيد در اسلام، بويژه امام حسين و جان باختگان انقلاب مشروطيت به ضرورت پاسداشت خون شهيدان اشاره گرديد. وقتي نمايندگان روحاني با اين استدلالات مجباب شده بودند و زمينه مساعد شده بود، نوانديشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شير و خورشيد کشاندند و اين موضوع را اين گونه توجيه کردند که انقلاب مشروطيت در مرداد (سال 1285 هجري شمسي 1906 ميلادي) به پيروزي رسيد يعني در برج اسد(شير). از سوي ديگر چون اکثر ايرانيان مسلمان شيعه و پيرو علي هستند و اسدالله از القاب حضرت علي است، بنابراين شير هم نشانهً مرداد است و هم نشانهً امام اول شيعيان در مورد خورشيد نيز چون انقلاب مشروطه در ميانهً ماه مرداد به پيروزي رسيد و خورشيد در اين ايام در اوج نيرومندي و گرماي خود است پيشنهاد مي کنيم خورشيد را نيز بر پشت شير سوار کنيم که اين شير و خورشيد هم نشانهً علي باشد هم نشانهً ماه مرداد و هم نشانهً چهاردهم مرداد يعني روز پيروزي مشروطه خواهان و البته وقتي شير را نشانهً پيشواي امام اول بدانيم لازم است شمشير ذوالفقار را نيز بدستش بدهيم. بدين ترتيب براي اولين بار پرچم ملي ايران به طور رسمي در قانون اساسي به عنوان نماد استقلال و حاکميت ملي مطرح شد. در سال 1336 منوچهر اقبال، نخست وزير وقت به پيشنهاد هياًتي از نمايندگان وزارت خانه هاي خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طي بخش نامه اي ابعاد و جزئيات ديگر پرچم را مشخص کرد. بخش نامهً ديگري در سال 1337 در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر شد و طي آن مقرر گرديد طول پرچم اندکي بيش از يک برابر و نيم عرضس باشد.

پرچم بعد از انقلاب
در اصل هجدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مصوب سال 1358 (1979 ميلادي) در مورد پرچم گفته شده است که پرچم جمهوري اسلامي از سه رنگ سبز، سفيد و سرخ تشکيل مي شود و نشانهً جمهوري اسلامي (تشکيل شده با حروف الله اکبر) در وسط آن قرار دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 12:35  توسط سورنا  | 

کتاب فوق العاده زیبا یلدا نوشته م.مودب پور

کتاب فوق العاده زیبا و عاشقانه یلدا نوشته م.مودب پور برای دانلود بر روی ادامه متن کلیک کنید .





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 2:53  توسط محمد  | 

کلیپهای جالب برای موبایل 1

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 0:53  توسط محمد  | 

عکس هایی از دوران کودکی بازیگران مرد ایرانی

برای دیدن بقیه عکس های مهناز افشار به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 0:38  توسط محمد  | 

عکس هایی از دوران کودکی بازیگران زن ایرانی

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 0:26  توسط محمد  | 

نوال الزغبی - قلبي اسألو

سلام به همه ي دوستان عزيز ، ترجمه ي ترانه ي زيباي قلبي اسألو  از نوال الزغبي رو تقديم مي كنيم به همه ي دوستداران نوال الزغبي .

 

 

 

 

نوال الزغبی

 

 

دانلود ترانه : قلبي اسألو

 

دانلود كليپ تصويري : قلبي اسألو

 

ترجمه از : هلناي عزيزم

 

الاغنية : قلبي اسألو

 

معني : از قلبم بپرس

 

المغنیه : نوال الزغبی

 

شاعر : منیر بو عساف

 

آهنگساز : هشام بولس

 

لهجه ی ترانه : لبنانی

 

آلبوم : خلاص سامحت

 

کشور :  لبنان

 

 

 

نوال الزغبی

 

 

قلبي اسألو

از قلبم بپرس

منك الو

درباره ی خودت از قلبم سوال کن

الا غرامك ما الو

خواهی دید که هیچ چیز به غیر از عشق تو در قلبم وجود ندارد

معليش تزعل هالدني

حتی اگر تمام دنیا رنج و درد ببیند و با من قهر کنند برایم اهمیتی ندارد

و عينك اوعى يزعلوا

مهم این است که چشمان تو هیچ تلخی و رنجی را مشاهده نکنند و تو باید مواظب این چشمان باشی که همیشه در آسودگی به سر ببرند

 

تعبان ؟

آیا خسته ای ؟

قلبي مطرحك

قلبم مآمنی برای راحتی توست

زعلان ؟

آیا رنج و غم وجودت را فرا گرفته است ؟

بدي فرحك

تنها آرزوی من این است که بتوانم تو را شاد کنم

و اللي بيفكر يجرحك

و اگر کسی خواهان آزار و اذیت تو باشد

برتاح منو و بقتلوا

مطمئن باش که او را نابود خواهم کرد و از دست او راحت خواهم شد

 

بتمرء سنين و بعدا سنين

سالها در پی هم سپری می شوند

كل العمر حدك حلو

و زندگی کردن در کنار تو باعث شد که زیباترین سالهای زندگی من نقش ببندند

اديش حبيتك أنا ؟

آیا به خاطر داری که من چقدر عاشق تو شدم؟

بعدو غرامي بأولو

مطمئن باش که من هنوز همان قدر تو را دوست دارم و هیچ چیز از این عشق کم نشده است

 

 

 

نوال الزغبی

 

 

کلمه ها

 

منک : درباره خودت , از خودت

 

الا : به غیر از

 

معلیش : مهم نیست

 

اوعی : مواظب باش

 

برتاح : راحت خواهم شد

 

حدک : در کنار تو

 

ادیش : چقدر

 

 

 

 

نوال الزغبی

 

 

 

دانلود کلیب تصویری قلبي اسألو از نوال الزغبی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 20:39  توسط سورنا  | 

سيستم عامل جديد اپل سريع تر از ويندوز 7


عليرغم تحسين سرعت و كيفيت عملكرد ويندوز 7 ، آزمايش ها نشان مي دهد كه سيستم عامل لئوپارد اپل كماكان سريع تر از ويندوز 7 است.

به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران،از فارس، كارشناسان براي پي بردن به سرعت واقعي ويندوز 7 و مقايسه آن با سيستم عامل لئوپارد اپل، آزمايشي را بر روي يك رايانه مك بوك پرو كه مجهز به تراشه دوهسته اي و 2.5 گيگاهرتزي اينتل بود انجام دادند.
اين رايانه داراي 4 گيگابايت RAM، كارت گرافيك Nvidia GeForce 9600M GT و نسخه استفاده شده ويندوز 7 از نوع 64 بيتي بود.
بر اساس اين آزمايش سرعت بوت و بالاآمدن ويندوز 7 معادل 42.7 ثانيه و براي لئوپارد 36.4 ثانيه بوده است. همچنين آزمايشي براي بررسي سرعت اين دو سيستم عامل در تبديل فرمت هاي صوتي و تصويري به يكديگر انجام شد كه در اين آزمايش هم لئوپارد با زمان 444.3 ثانيه برتر از ويندوز 7 با زمان 723 ثانيه بود.
علاوه بر اين عمر باتري لپ تاپ ها در زمان استفاده از ويندوز 7 بسيار كوتاه تر از سيستم عامل لئوپارد است و به حداكثر 78 دقيقه مي رسد كه با زمان 111 دقيقه اي سيستم عامل لئوپارد به هيچ وجه قابل مقايسه نيست.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 15:6  توسط سورنا  | 

دانلود 100 فونت فارسی New Font Frasi

مجموعه ای از زیباترین فونت های فارسی شامل: نوشتاری .رسمی و نستعلیق و فانتزی مخصوص طراحان در این مجموعه بیش از ۱۰۰فونت منتخب فارسی موجود می باشد.فونت نستعلیق با نام Iran Nastaliq عرضه گردیده و به صورت استاندارد یونیکد طراحی شده است که قابل استفاده در نرم افزار پشتیبان کننده ی زبان فارسی میباشد.

نحوه صحیح نصب بر روی سیستم عامل ویندوز اکس پی :

در ویندوز Xp یک قسمت وجود دارد که تمام فونت های ما در آن نگه داری می شود تا اگر ما نرم افزاری نصب کردیم که نیاز به فونت داشت از آن فونت ها استفاده کند.
- توجه داشته باشید که هیچ نرم افزاری همراه خود هیچ فونتی را نصب نمی کند مگر اینکه در خود آن نرم افزار از فونتی استفاده شده باشد که در فونت های ویندوز موجود نباشد که اگر آن برنامه نویس آن فونت را بر روی ویندوز ما نصب نکند نوشته های آن برنامه خوانا نیست.برنامه هایی مانند فارسی نویس مریم ، کرل و... فونت های مخصوص به خود را دارند.
برای نصب صحیح  فونت ها مراحل زیر را دنبال کنید.
- Start->>Control Panel->>Font
- بعد صفحه ای به نام Font باز میشود که در آن تعدادی فایل(فونت) با پسوند (TTF) وجود دارد.
- بر روی گزینه File کلیک کنید. و بعد Install New Font را انتخاب کنید.
- در این مرحله باید به ترتیب مراحل زیر را انجام دهید.
- در ابتدا باید در قسمت Drives درایوی که فونت های مورد نظر شما در آنجا SAve شده است را انتخاب کنید.
- بعد در قسمت Folders باید فولدری که فونت ها در آن SAve هست را انتخاب کنید.
- بعد از اینکه روی فولدر فونت ها دابل کلیک کردید فونت ها در قسمت List Of Font ایمپورت میشود .
- بعد از اینکه تمام فونت ها ایمپورت شد بر روی گزینه select کلیک کنید.
- و در آخر هم گزینه Ok را انتخاب کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 14:59  توسط سورنا  | 

دانلود فونت های جدید انگلیسی ارائه شده در سال 2009

مجموعه 11 فونت بسيار زيبا انگليسي گلچيني از زيبا ترين فونت هاي ارئه شده در سال 2009 را در يك مجموعه بي نظير اماده دانلود رايگان كرديم پيشنهاد ميكنيم حتما دانلود بفرماييد.

GoMedia-Font فونت جديد

ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 14:36  توسط سورنا  | 

دانلود 330 فونت جدید انگلیسی Small Fonts Pack Collection

دانلود مجموعه فونت های جديد انگلیسی. اين مجموعه شامل 330 فونت بسيار زيبا با طرح های متفاوت ميباشد. از این فونت ها می توانید در کار های طراحی و گرافیکی استفاده کنید که با فرمت TTF می باشند و در سایت میهن دانلود منتشر شده است.
برای نصب صحیح  فونت ها مراحل زیر را دنبال کنید.
 - Start->>Control Panel->>Font
 - بعد صفحه ای به نام Font باز میشود که در آن تعدادی فایل(فونت) با پسوند (TTF) وجود دارد.
 - بر روی گزینه File کلیک کنید. و بعد Install New Font را انتخاب کنید.
 - در این مرحله باید به ترتیب مراحل زیر را انجام دهید.
 - در ابتدا باید در قسمت Drives درایوی که فونت های مورد نظر شما در آنجا SAve شده است را انتخاب کنید.
 - بعد در قسمت Folders باید فولدری که فونت ها در آن SAve هست را انتخاب کنید.
 - بعد از اینکه روی فولدر فونت ها دابل کلیک کردید فونت ها در قسمت List Of Font ایمپورت میشود .
 - بعد از اینکه تمام فونت ها ایمپورت شد بر روی گزینه select کلیک کنید.
 - و در آخر هم گزینه Ok را انتخاب کنید.


Small-Fonts-Pack.jpg
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 14:32  توسط سورنا  | 

عکس کشتی کج کاران مرد سری یک

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 14:27  توسط سورنا  | 

تصاویر پرتره (Portrait)

برای دیدن بقیه تصاویر به ادامه مطلب مراجعه نمائید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 14:2  توسط H@M!D  | 

بازی بسیار زیبا و اکشن Gotcha برای کامپیوتر

منبع : www.kamyabgame.com  بازی بسیار زیبا و اکشن Gotcha برای کامپیوتر. یک بازی زیبا و تخیلی با گرافیک بالا و انواع سلاح های نبرد که مطمعنن خوشتون میاد.

Gotcha!!
English | Bin | 570Mb
Genre: Action

Gotcha! The toughest tournament in the world.
Fantastic game! intense, dynamic, tactically and full loaded of action with great graphics engine and support for multiplayer lan/online and ai bots.
* Powered by Unreal Engine Technology.
* Lan Play Support.
* Deathmatch
* Capture The Flag
* Team Elimination
* Last Man Standing



دانلود بازی Gotcha
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 13:23  توسط سورنا  | 

معرفی بازی Tom Clancy’s HAWX

مطمئنا شما یکی از بازی هایی را که نویسنده ی داستان آن تام کلنسی باشد و با عنوان سری بازی های Tom Clancy’s منتشر شده باشد را می شناسید و حتی بازی کرده باشید. تاکنون بازی هایی که نوسینده معروف تام کلنسی مسولیت داستان نویسی آنها را بر عهده داشته است فروش بالایی داشته است. از اولین بازی سری Splinter Cell گرفته تا Ghost Recon و End War و H.A.W.X ! همه ی این بازی ها فروش بالایی را از آن خود کرده اند و همگی با مضمون اکشن و جنگی , طرفداران این سبک را راضی نگه داشته اند .
بازی Tom Clancy’s H.A.W.X را می توان ادامه ای بر بازی Tom Clancy’s Air Combat دانست . Air Combat که یک بازی با سبک هواپیمایی بود توانست نوآوری های زیادی را ایجاد کند و فروش بالایی را به دست بیاورد . حالا بعد از اینکه دیگر بازیی با این سبک وجود ندارد تا بتواند توقع های گیمر را راضی کند بار دیگر تام کلنسی با یک بازی هواپیمایی دیگر با نام مختصر H.A.W.X آمده است تا با داستانی جذاب , گرافیکی بالا , هیجانی بیش از اندازه و بسیاری از موارد مثبت و منفی ؛ مدتی گیمرها را سرگرم کند !

ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 13:4  توسط سورنا  | 

موزه هیم (Guggenheim) در بیلبائو - اسپانیا

برای دیدن بقیه تصاویر به ادامه مطلب مراجعه نمائید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 12:57  توسط H@M!D  | 

کاهش ۱۰۰$ قیمت Xbox 360 Elite

بنا به گفته ی مسئولان ماکروسافت قیمت Xbox 360 Elite از ۳۹۹$ به ۲۹۹$ کاهش یافت . کنسول با قیمت جدید تفاوت زیادی با کنسول قدیم نخواد داشت تنها تفاوت این است که مانند PS3 دیگر کابل های HDMI و Component HD AV را نخواد داشت . با توجه به گفته ی نماینده ی ماکروسافت تعداد کمی از مشتریان کنسول این شرکت از این دو کابل استفاده می کنند به همین دلیل تصمیم گرفتند تا این کابل ها را حذف کنند .همانطور که شایعه شده بود کنسول خط تولید Xbox 360 PRo به زودی بسته خواهد شد . زیرا با کاهش قیمت Xbox 360 Elite دیگر کمتر کسی حاضر خواد شد با این اختلاف قیمت کم Xbox 360 Pro خریداری کند . پس از بسته شدن خط تولید PRo ، این کنسول تنها دو مدل خواهد داشت Xbox 360 Elite و Xbox 360 Arcade . البته لوازم دیگر این کنسول باز هم به فروش خواد رسید مانند هارد ۶۰ گیگ که ۹۹٫۹۹ $ خواهد بود و هارد ۱۲۰ گیگ که ۱۴۹٫۹۹ $ خواهد بود . در حال حاضر ماکروسافت ۳۱ میلیون دستگاه از Xbox 360 را به فروش رسانده .



+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 12:56  توسط سورنا  | 

دانلود سیو بازی ps3 save game :Grand Theft Auto IV : Ps3

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 12:53  توسط سورنا  | 

دانلود سیو بازی ps3 save game :Dirt 2 : Ps3

http://www.blogcdn.com/news.bigdownload.com/media/2008/11/dirt2nov19.jpg



دانلود

حجم:808.51KB

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 12:52  توسط سورنا  | 

دانلود سیو بازی رزیدنت اویل 5 ps3 save game :resident evil 5 : Ps3

                                                             Resident Evil 5

دانلود

1.03MB

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 12:52  توسط سورنا  | 

دانلود سیو بازی ps2 save game : Devil May Cry 3 : Ps2

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 12:50  توسط سورنا  | 

دانلود سیو بازی ps2 save game : FIFA 09 : Ps2

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 12:50  توسط سورنا  |